تقدیم به زهره و مشتری گمشده ام,تقدیم به ستاره ی غروب کرده ام
به محراب دلم,به عبادتگاه جانم,به خورشید تارم,به عشقی که از آسمان دلم رو به غروب نهاد ولی هنوز ویران دلم به یادش چون آتشکده ای متروک است..تقدیم به تو که اولین و آخرینی...

همیشه نباید باهاش و در کنارش باشی تا دوستش داشته باشی میشه تنها واز راه دور دوسش داشته باشیو بپرستیش
تقدیم به زهره و مشتری گمشده ام,تقدیم به ستاره ی غروب کرده ام
به محراب دلم,به عبادتگاه جانم,به خورشید تارم,به عشقی که از آسمان دلم رو به غروب نهاد ولی هنوز ویران دلم به یادش چون آتشکده ای متروک است..تقدیم به تو که اولین و آخرینی...

نوبهاری بود و ما از میان شاخه ها در جستوجوی هم سر میکشیدیم
دشت و صحرا بود و ما از میان شاخه ها از دامن گل ها پرمیکشیدیم
پای مرزی زیبا گلی از دامان گل ها پرمی کشیدیم
فارغ از رنج زمان دور از همه بیگانگان تنها به هم دل بسته بودیم..

یادت نره که یاده تو همیشه همراه
منه ,یادت نره که خواستنت مثل نفس
کشیدنه,یادت نره که آینه از تپش تو روشنه
,یادت نره نبودنت جونمو آتیش میزنه ,یادت نره
ترانه هام دفتره خاطراتمه, یادت نره بدون تو سوغات من دم به دمه ...
باور عشق
هيچ گاه چشمهايي را که عاشقانه ميپرستم نديدم اما ميدانم چشمهايش به مهرباني دريا و به وسعت دشت شقايق است و اين براي من کافي است که بدانم عمق چشمانش به ژرفاي اقيانوس است و مثل دشت آرام است. من رنگ چشمانش را براي چه ميخواهم بدانم وقتي نگاهش پر از عشق است وقتي در عميقترين نقطه چشمانش مي شود دريا را پيدا کرد و در ساحل چشمانش به آرامش رسيد. رنگ چشمش مهم نيست وقتي در کنارش به آرامش خيال ميرسي و ميخواهي تمام دنيا در يک لحظه نگاه او تمام شود. هيچ چيز مهم نيست وقتي ايثار و عشق در نگاه او معنا پيدا کند. يک نگاه برايت تمام دنيا ميشود. باور ميکني؟

If you go to the see side..
You can the moon in the sky
You can see your picture in the water
You can see the moon in the water
On the at time you remmember me
But I’m not there
You are alone
you are aloneeee….

BUBBLIN UP
I USED BE A PRANCER
A ONE-EYED SONG AND DANCER
BUT EYES FOR TRUE ROMANCE
I DIDN’T EVEN TRY.
I ’D GET ’EM AND FORGET EM.
BUT I NEVER COULD STAY WITH EM
CAUSE THOUGHT MY WELL OF
LOVE HAD DONE RUN DRY.
BUT NOW IT IS BUBBLIN UP.
I FEEL IT BUBBLIN UP.
AND YOU CAN’T HOLD BACK THIS
TRUE LOVE NO MATTER WHAT YOU
DO.BECAUSE IT IS BUBBLIN UP.
(YOU CAN HEAR IT BABY)
IT’S BUBBLIN UP.
AND IT’LL SOON BE BUBBLIN
OVER JUST FOR YOU.
(GET THAT LOOK OFF YOUR FACE!)
I NOW THAT WHEN I MET YOU.
YOU LOVED ME AND I LET YOU.
BUT I’D GLADLY BET YOU
THAT IT WOULDN’T LAST TO LONG.
BUT I HAD NO WAY OF KNOWING
THAT IS THING WOULD KEEP ON
GROWIN
AND NOW THE FEELING STILL IS GOING STRONG
AND YES IT IS BUBBLIN UP
ماه مثله یه دختر خوشگله,که تو
که تو آسمون میون ستاره ها زندگی میکنه
و اون ابر پیر یه پیرمرده
همون قدر تو عشق شانس داره که من دارم
وقتی ماه خانوم از اون بالا به ابر لبخند میزنه
ابر پیر سر از پا نمیشناسه
و برای اون آواز میخونه
و این آواز در اصل همون رعده,که ما میشناسیم
عزیزم آیا نمیشنوی؟
این اواز همون رعده؟
تا اونجا که من میدونم
عشق مثل آسمون ابریه
و اون ابر پیر تو آسمون
همون قدر تو عشق شانس داره که من دارم
و بعضی شبا وقتی آسمون صافه وقتی که
ماه صدای ابر را میشنوه دیگه در نمیاد
و از گونه های ابر اشک سرازیر میشه
و این همون بارون که میباره
عزیزم,آیا نمیتوانی این رو حس کنی؟
که این همون بارونه که میباره؟
تا اونجا که من میدونم
عشق مثل آسمون ابریه
و اون ابر پیر تو آسمون
همون قدر تو عشق شانس داره
که من دارم
و وقتی که شب کم کم داره تموم میشه
و ابر داره میبینه که ماه داره میره
به آسمون یه بوسه میفرسته
و این بوسه همون باده که می وزه؟
مواظب اون عشق هایی باش که چشماشونو میبندن
شاید دارن هزاران دروغ را پنهان میکنن
هیچ وقت نمیدونی چه کسی در خیال اوناست
مواظب اون عشق هایی باش که چشماشونو میبندن
شاید به فکره یه غریبه باشه,یا شاید بهترین دوستت
شاید تو فکره اون اولین عشقش باشه که دوباره به سراغش رفته
سوال نکن تا دروغ نشنوی
مواظب اون عشق هایی باش که چشماشونو میبندن
آیا داره با فکری پلید برای تو نقش بازی میکنه؟
یا واقعا تو هستی که او را هیپنوتیزم کردی؟
مواظب اون عشق هایی باش که چشماشونو میبندن
اگه با آتش بازی میکنی مواظب شعله اش باش
دو نفر که عشق آتشینی به هم دارن بازی
خطرناکی میکنن در گرمای شور,عشق و اوج رضایت
عاشق تو میشن و چشم هاشون رو میبندن....
مواظب اون عشق هایی باش که چشماشونو میبندن
ای کاش میشد وقتی در امتداد لحظه ها به یاد بهترین کست هستی وجود پر مهرش را حس کنی,
ای کاش وقتی چشمان پاکم به یاد عزیزم میگریست کمی از احساسم را درک میکرد
ای کاش هیچ وقت از من نمیپرسید که علت دوست داشتنم چیست؟با اینکه جواب های مختلفی خواهد شنید اما هیچ وقت عشق را نمی توان معنا کرد....
..
عشق یعنی مستی و دیوانگی عشق یعنی با جهان بیگانگی
عشق یعنی شب نخفتن تا سحر عشق یعنی سجده ها با چشم تر
عشق یعنی سر به دار آویختن عشق یعنی اشک حسرت ریختن
عشق یعنی در جهان رسوا شدن عشق یعنی مست و بی پروا شدن
عشق یعنی سوختن یا ساختن عشق یعنی زندگی را باختن
عشق یعنی دیده بر در دوختن عشق یعنی در فراقش سوختن
عشق یعنی انتظار و انتظار عشق یعنی هر چه بینی عکس یار
عشق یعنی لحظه های التهاب عشق یعنی لحظه های ناب ناب
عشق یعنی سوز نی,آه شبان عشق یعنی معنی رنگین کمان

دوتا دوست وقتی کنار هم دیگه نشستن غرور میگیرتشون
وقتی یک قدم از هم دور میشن احساس دلتنگی میکنند
وقتی همدیگر رو نمیبینن افسوس روز هایی را میخورند
که باهم بودن اما قدرشو ندونستن,....
اما حالا من وتو در فاصله ی یک قدمی از هم
یعنی(دلتنگی)پس به اندازه ی تمام فاصله ها دوستت دارم...
A&M
توشوخی شوخی به من خندیدی
ولی من جدی جدی عاشقت شدم تو
شاید منو شوخی شوخی فراموش کنی
اما من جدی جدی بی تو میمیرم ...

پيرمردي صبح زود از خانهاش خارج شد. در راه با يک ماشين
تصادف کرد و آسيب ديد. عابراني که رد ميشدند به سرعت او
را به اولين درمانگاه رساندند. پرستاران ابتدا زخمهاي پيرمرد را
پانسمان کردند سپس به او گفتند: بايد ازتو عکسبرداري شود تا
جايي از بدنت آسيب نديده باشد. پيرمرد غمگين شد و گفت
عجله دارد و نيازي به عکسبرداري نيست. پرستاران از او دليلش را پرسيدند):
پيرمرد گفت.... زنم در خانه سالمندان است. هر صبح آنجا ميروم
و صبحانه را با او ميخورم. نميخواهم دير شود! پرستاري به او گفت:
خودمان به او خبر ميدهيم. پيرمرد با اندوه گفت: خيلي متأسفم.
او آلزايمر دارد. چيزي را متوجه نخواهد شد! حتي مرا هم نميشناسد
پرستار با حيرت گفت: وقتي که نمي داند شما چه کسي هستيد،
چرا هر روز صبح براي صرف صبحانه پيش او ميرويد؟
پيرمرد با صدايي گرفته، به آرامي گفت:
اما من که ميدانم او چه کسي است
